سخنان طلایی از دکتر علی شریعتی
در زندگی طوری باش که انانکه خدا را نمی شناسند ،تورا که می شناسند خدا را بشناسند!
بگذار که شیطنت عشق ، چشمان تو رو بر عریانی خویش بگشاید و کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن
چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بیآنکه چیزی بگویند و چه کم اند کسانی که حرف نمی زنند اما بسیار می گویند.
اگر روزی
تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت
بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود کاش بجای نشان دادن زخمهای تنش افکارش را نشانمان می دادند
می خواستم
زندگی کنم راهم را بستند ستایش کردم گفتند خرافات است عاشق شدم گفتند دروغ
است گریستم گفتند بهانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریاو دریا….
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند!
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد!
در دورانی که همه دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش
تفاوت است بین دانستن و فهمیدن.
دانستن و حتی فهمیدن نسبی است می توان به جرات گفت آنکه مدعی است همه چیز را می داند و برای هر پرسشی ،پاسخی خام دارد، نادان است.
شهرت طلبی برای فراموش کردن خود در دیگران است یا یافتن کاذب خویش در دیگران
چه تلخ است میوه درخت بینایی! چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمیتواند سرش را کلاه بگذارد
سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت
جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم.
آنگاه که کمیت عقل می لنگند، نیایش بلند ترین قله تعبیر را در پرواز عشق در شب ظلمانی عقل پیدا می کند.
علی آشکار ترین
حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ،
واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و
نیست